|
ایران باستان طلایهدار اندیشه «آب پاك»
ایرانیها به طبیعت به عنوان مظهر الهی احترام میگذاشتند و مقدس میشمردند و میگفتند اینها از پدیدههای ایزدی و مقدس است. بنابراین نمیتوانند دست آلوده به آب بزنند، آب را گلآلود كنند زیرا آب به این پاكی و شفافی را برای پاك كردن فرستادهاند، چرا باید آلوده شوند؟ ایرانیان باستان از دیرباز با آ گاهی از اهمیت حفظ محیط زیست و جلوگیری از آلودگی هوا از مواد آلاینده خودداری میكنند. یافتههای تحقیقات نشان میدهد كه ایرانیان باستان به عنوان یكی از كهنترین و ممتازترین تمدنهای بشری از بسیاری موارد كه به بهبود كمیت و كیفیت زندگی انسان منجر میشده كاملاً آگاهی داشتهاند و این موارد كه ظاهراً از رهیافتهای تمدنهای معاصر میباشد در واقع جزئی از آداب و فرهنگ این دیار كهن بوده است، مثلاً ایرانیان باستان بر اساس تعالیم دین زرتشت، كه نخستین مبادی یكتاپرستی بوده، آلودهكردن آب را از گناهان بزرگ میشمردهاند و همچنین خداوند یكتا را به خاطر آموزش در حفظ محیط زیست سپاس میگفتند. «باور دارم كه دین فردایی را پاكیزكی آبها، پرورش گیاهان، حمایت و نگهبانی چهارپایان را آموزش داد» (اوستا. یسنا. هات 12) وسواس ایرانیان در پاك داشتن این عناصر زبانزد یونانیان بوده است. هرودوت و گزونفنون درباره این خصلت نوشتهاند: «ایرانیان هیچ چیز آلوده و كثیفی را در آب نمیریزند و در پاك نگهداشتن خاك و زمین مراقبت میكنند. آنها اعتقاد دارند كه خداوند این جهان شادیآفرین را با همه زیبایی برای بهرهبرداری و استفاده آنها آفریده و آنها میباید مانند فردی امین در حفظ آن بكوشند و جلوگیری از آلوده كردن آن جزئی از آداب و رسوم و اعتقادات آنها بوده است». هرودوت همچنین مینویسد: «ایرانیان در هیچ رودخانهای حتی دستهایشان را نمیشویند و دست شستن دیگران را هم در آب نمیپذیرند و به رودخانه احترام میگذارند». استرابون نیز با تكیه بر نوشته هرودوت میگوید: «ایرانیان در آب جاری خود را شست وشو نمیدهند، زمانی كه ایرانیان به دریاچه یا رود یا چشمهای میرسند، گودالهای بزرگ كنده و قربانی در كنار آن میكشند و سخت پروای آن دارند كه هرگز خون به آب نیامیزد، چون این كار سبب آلودگی آب خواهد شد» و در جایی دیگر میگوید: «در آن (آب) لاشه و مردار نمیاندازند و عموماً آنچه ناپاكی است در آن نمیریزند». كریستینسن نیز میگوید: «ایرانیان احترام آب را بیش از هر چیز واجب میشمرند». ایرانیان، آبی را كه اوصاف سه گانهاش (رنگ، بو و مزه) تغییر مییافت، برای آشامیدن و شست وشو به كار نمیبردند. در حقیقت، در اعتقاد ایرانیان باستان، آب مظهر آبادانی و خرمی بوده و میبایست همواره پاكیزه نگهداری میشد. آب مانند رگهای بدن درون خاك را نگه میدارد و عامل بقاء و حیات خاك است. آنان توصیه میكردند پلیدی اندر آب میفكنید، تن و جامه را در آب روان مشویید، كاریز (قنات) بسازید و زمین خشك را برومند سازید. آناهیتا[ایزدبانوی آبها] و آبان، فرشتگان پاسدار آب، آذر و نیریوسنگ فرشتگان پاسدار آتش، زامیاد فرشته پاسدار زمین و خاك و ویو فرشته پاسدار باد و هوا بوده است. ناهید، آناهید (اردویسور آناهیتا) ایزدبانویی با شخصیتی بسیار برجسته است كه قدمت ستایش او به قبل از زرتشت میرسد. «اردوی» به معنای رطوبت كه در دو بخش «آن» كه حرف نفی است و «هیت» به معنای آلوده و ناپاك، به مفهوم آبهای پاك و نیرومند معرفی میشود. این ایزدبانو در كتیبه اردشیر دوم هخامنشی و در بسیاری از سنتها، به صورت خلاصه شده «آناهیتا» در میآید و در اواخر دوره هخامنشی در كتیبههای پادشاهان اردشیر دوم و سوم در كنار هرمزد و مهر، ذكر میشود. بنابراین پدر و مادر آبها میشود و از اپم پنات پیشی میگیرد. آناهیتا در آبان شیت اوستا، زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زیبا چهره با بازوانی سپید و اندامی برازنده، كمربند تنگ به میان بسته، به جواهر آراسته با طوقی زرین برگردن و گوشواره چهارگوش در گوش، كفشهایی درخشان به پا، با بالاپوشی زرین و پرچین. این ایزدبانو با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی به صورت الهه عشق و باروری در میآید، زیرا چشمه حیات از وجود او میجوشد و بدین گونه «مادر خدا» نیز میشود و همتای ایرانی آفرودیت (الهه عشق و زیبایی در یونان) و ایشتر (الهه بابلی) به شمار میآید. اناهیتا گردونهای دارد با ۴ اسب سفید. اسبهای گردونه او ایزد ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترین طبقه آسمان جای گزیده است. او نطفه مردان را پاك میكند و زهدان زنان را برای زایش آماده میكند. او خدای محبوبی بود كه بسیاری را به خود جلب كرد و امروز هم در هندوستان پیروانی دارد. جشنهای ایران باستان در رابطه با آب در فرهنگ ایرانیان، جشنهای مختلفی در رابطه با آب وجود داشته است كه در ادامه برخی از آنها به اختصار ارایه میشود: جشن تیرگان
این جشن پیوند ژرفی با تقدس آب در فرهنگ ایرانیان دارد و جشن تیرگان، تیر روز از تیرماه آئین ویژه ایزد باران است. دو داستان بسیار زیبا و دل انگیز در مورد آئین آبریزان وجود دارد كه نشان از مهر و محبت ایرانیان دارد. داستان نخست به گزارش شاهنامه فردوسی و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه است. حكیم فردوسی در شاهنامه دل انگیز خود چنین گزارش میدهد كه كیخسرو بعد از جنگ با افراسیاب و كشتن او چنین در درونش دریافت كه كارش در جهان به پایان رسیده و باید به جهان ایزدان بپیوندد، پس درم و دینار بسیار به موبدان و تهیدستان داد و به نامداران و سپاهیان سفارشهای درخور كرد و جانشین تاج و تخت برگزید. سپس فرمان داد تا سپاه به راهی كه او میگوید همراه شوند. پس از چندی در راه به چشمهای برخوردند و كیخسرو همان جا فرمان به ماندن داد و گفت كه تا سحر بیشتر در كنار سپاه نیست. ابوریحان نیز چنین ادامه میدهد كه (افزوده بر گزارش فردوسی) بیژن بر چهره كیخسرو- كه كنار چشمه خفته بود- آب پاشید تا خسرو چشم گشود. از این است كه ایرانیان با مهری كه به كیخسرو دارند، از آن پس در تیرماه، به سر و روی یكدیگر آب میپاشند (یكی از آئینهای جشن تیرگان، شستوشوی بیرون از برنامه روزانه و پاشیدن آب و گلاب بر سر و روی یكدیگر است). داستان دوم مربوط به نوشته شمسالدین محمد ابیطالب انصاری دمشقی است كه مینویسد: همه ایرانیان در عیدهای خود شبها آتش میافروزند و سپیدهدمان آب میپاشند و پاشیدن آب برای پاكیزگی است و از آن روی است كه چون فیروز، پسر یزدگرد از كار خویش رهایی یافت و شهر اصفهان را بنا كرد، هفت سال باران نبارید. آن گاه كه باران آمد، آب باران را بر تن خویش ریختند و شادی كردند و پس از آن سال این كار رسم شد. به طوری كه زرتشتیان میگویند در قدیم این جشن به بزرگی نوروز برگزار میشد و ۹ روز طول میكشید.
جشن آبانگان در فرهنگ ایرانیان قدیم و زرتشتیان امروز، روز دهم آبان، آبان روز نام دارد وقتی نام روز و ماه در فرهنگ زرتشتی یكی شد، جشن برپا میشود. دهم آبان نیز به جشن آبانگان اختصاص دارد (روز دهم آبان در تقویم زرتشتی به نام «آبان» است و اكنون در گاهشماری جدید این روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دلیل این تفاوت این است كه در گاهشماری قدیم، همه ماههای سال ۳۰ روز بودند و حالا كه شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، این روزها تغییر میكنند). آبان به نام آب و فرشته آب است. این فرشته به نام «برزیزد» نیز خوانده میشود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوی «آبان» گفته میشود. آب جمع باران است. در اوستا و پهلوی «آپ» و در سانسكریت «آپه» و در فرس هخامنشی «آپی» است. این عنصر مانند عناصر اصلی (آتش، خاك، هوا) در آیین مقدس است و آلودن آن گناه است و برای هر یك از آنها فرشته مخصوصی تعیین شده است. بیرونی در آثار الباقیه در مورد جشن آبانگان چنین مینویسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عیدی است كه به واسطه توافق دو اسم، آبانگان میگویند. در این روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پیشدادیان به پادشاهی رسید و مردم را به كندن نهرها و تعمیر آنها امر كرد و در این روز به كشورهای هفتگانه خبر رسید كه فریدون، بیوراسب (ضحاك) را اسیر كرد و خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است كه خانه و زندگی خود را مالك شوند». همچنین درباره پیدایش جشن آبانگان روایت است كه در پی جنگهای طولانی بین ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا كاریزها و نهرها را ویران كنند. پس از پایان جنگ پسر تهماسب كه «زو» نام داشت دستور داد تا كاریزها و نهرها را لایروبی كنند و پس از لایروبی، آب در كاریزها روان گردید. ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند. در روایت دیگری آمده است كه پس از هشت سال خشكسالی، در ماه آبان باران آغاز به باریدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. زرتشتیان در این روز همانند سایر جشنها به آدریانها میروند و پس از آن به كنار جویها و نهرها میروند و با خواندن اوستای آبزور (بخشی از اوستا) كه توسط موبد خوانده میشود، اهورا مزدا را ستایش كرده و درخواست فراوانی آب و نگهداری آن را مینمایند و پس از آن به شادی میپردازند. در اوستا «آبان» فرشتهای است كه به عنوان فرزند آبها معرفی شده است. این اوست كه آبها را پخش میكند (یشت۸، بند ۳۴)، او نیرومند و بلند قامت است و دارای اسب تندرو. او مانند هرمزد و مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان[1] درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر میشود كه خدای آبها است. در فقره یك و دو، گرده۸، هفتمین یشت بزرگ میگوید: «به سرچشمه آب درود میفرستیم، به گذرهای آب درود میفرستیم، به كوههایی كه از بالای آنها آب جاری است درود میفرستیم، به دریاچهها و استخرها درود میفرستیم». در یسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پیامبرش میگوید: «نخست به آب روی آور و حاجت خویش را از آن بخواه». رسم دیگری كه با ابعاد بر جای مانده فال كوزه است كه شب جشن تمام افراد فامیل و آشنا دور هم جمع میشدند و كوزهای را از آب پر میكردند و دختر باكرهای این كوزه را میگرداند و تمام افراد با نیتی شیای را در آن كوزه میانداخت و در آخر در شب این دختر كوزه را كنار آتشگاه یا محل نورخانه میگذاشت و تا روز بعد كه جشن بود و پایان آن همان دختر با خواندن غزلها و شعرهای گوناگون افراد حاضر در جشن اشیای موجود در كوزه را بیرون میآورد و صاحب شی، شعر شیء خود را به شگون دریافت میكرد[2]. احترام به آب امروز نیز در كشور كم آب ما مشهود است. اگر ناخواسته آبی به روی كسی پاشیده شود، میگویند آب روشنایی است یا این كه پشت سر مسافر آب میپاشند تا سفرش بیخطر انجام گیرد و زود بازگردد و این اعتقاد كه آب ناخواسته و یا نطلبیده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشی است كه مردم ایران نسبت به این مایع حیات بخش قائل هستند. با آرزوی این كه تمامی ما ایرانیان تا جایی كه توان داریم به احترام آبهای تمام دنیا كه پاك است و پاك كننده، به آن ارج نهیم و در حفاظت و پاك نگه داشتن آن بكوشیم. --------------------------------------------------------------- [1]- برخی محققان شش یاور درجه اول و مقرب اهورا مزدا كه در اوستا به عظمت از آنها یاد شده و بعدها امشاسپندان (جاویدانان توانا/جاویدانان مقدس) نام گرفتند، مظاهر تشخص یافته عناصر، از جمله آب و زمین (خاك) و آتش دانستهاند. [2]- قسمتهایی از اردویسور نیایش یا آبزور: درود و ستایش و توانایی و زور و آفرین باد به اهورا مزدای فروغمند با شكوه و به امشاسپندان، به آبهای خوب مزدا داده، به آب اردویسور اناهیتای پاك، به همه آبهای مزدا داده، به همه گیاهان مزدا داده، به همه ستودگان مادی و مینوی و به فروهرهای پاكان و راستان كه پیروز و پرتوان هستند. میستایم آب اردویسور اناهیتا را كه در همه جا گسترده است و تندرستی بخش است و بداندیشان را دشمن است و اهورایی كیش است و در خور ستایش و نیایش در جهان مادی. آن پاكی كه جان افزاست، پاكی كه فزاینده گله و رمه است، پاكی كه گیتی افزاست، پاكی كه خواسته افزاست. اردویسور اناهیتا كه دارای هزارها دریاچه و هزارها نهر است كه هر یك از این دریاچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست برای كسی كه با اسب راهواری براند. آب ما، از آن بداندیش نیست، از آن بدگو نیست، از آن بدكردار نیست، از آن بدبین نیست، از آن كسی كه دوست را بیازارد نیست، از آن كسی كه همراهان را بیازارد نیست، از آن كسی كه كاركن را بیازارد نیست، از آن كسی كه خویشان را بیازارد نیست. ای آب ستوده، به من بزرگترین دارشها (نعمتها)، تن درست و اندام درست ارزانی دار. ای آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلیر همان گونه كه پیش از من به كسانی كه از تو خواستند، بخشیدی.
|